سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

609

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

نيافتند ، وبا أو مطهره بود كه در آن چيزى حركت مىكرد ، آن را شكستند ودر آن نامه يافتند كه نوشته بود : ( از طرف عثمان به سوى ابن أبي سرح ) ، پس محمد بن أبي بكر همه مردم را از مهاجرين وأنصار وغير ايشان كه نزد أو بودند جمع نمود وسر نامه را روبروى ‹ 198 › آنها چاك كرد ودر آن نوشته بود كه : هرگاه كه محمد وفلان وفلان نزد تو بيايند در قتل ايشان حيله كن ونامه كه با أو است آن را باطل ساز ، وتو بر عمل خود قرار گير ، وكسى كه با تو گفتگو كند أو را حبس كن تا رأى من نزد تو در اين باب بيايد . هرگاه كه نامه را خواندند ترسيدند ، وبه سوى مدينه بازگشتند ، ومحمد ابن أبي بكر بر آن نامه مهرهاى مردم كه با أو بودند ثبت كنانيد وبه مردى از آنها سپرد ، وچون در مدينه طلحه وزبير وعلي بن أبي طالب ( عليه السلام ) وسعد وقاص وكساني كه از أصحاب محمد مصطفى صلى الله عليه [ وآله ] وسلم با أو بودند جمع كردند وآن نامه را روبروى آنها وا كردند وبر آنها خواند [ ند ] واز قصه غلام خبر نمودند ، پس كسى باقي نماند در مدينه مگر اينكه غضب گرفت بر عثمان وزيادتى كرد اين معنا در غضب كساني كه در غضب بودند براي ابن مسعود وأبو ذر وعمّار . وأصحاب محمد صلى الله عليه [ وآله ] وسلم به خانه خودشان رفتند ونبود كسى از ايشان مگر اينكه در غم بود به جهت خواندن آن كتاب ، پس محاصره كردند مردم عثمان را ومحمد بن أبي بكر ، بنى تيم وغير ايشان را بر أو